امسال تا بدین لحظه، سال آموزشی بسیار بدی را گذرانده ام. اگرچه به لحاظ کاری نسبتا خوب بوده. چندین سال بود که دوست داشتم 3d یاد بگیرم و بالاخره در اولین فرصت در دوره های جــهـاد دانشگاهی ثبت نام کردم. فقط گویی این پول بود که در جیبم سنگینی میکرد. سیستم هایشان که همه خراب بود و در هر جلسه مجبور به بردن لپ تاب میشدم. از آنجایی که باقی بچه ها معماری خوانده بودند و یا دانشجوی معماری بودند تلاش و ذوق آنچنانی برای یادگیری نداشتند. چند تایی هم فقط برای کسب مدرک آمده بودند. یک زوج عقد کرده برای ساعاتی رابا هم گذراندن می آمدند. یکی هم همیشه مشغول بازی های نصب در یک سیستم رو به شفاتر بود. خلاصه برای اولین بار در کلاسی شرکت کردم که هیچ کس میلی به یادگیری نداشت. استاد محترم هم که بیان آموزشی مطلوبی نداشت با آوردن فیلم های آموزشی که از کلاس استاد دیگری گرفته شده بود سعی در پر کردن ساعت آموزش خود داشت. پنجشنبه امتحان دارم و هیچ میلی برای خواندن و امتحان دادن ندارم.
مورد بعدی آموزشی شرکت در کلاسهای عملی کشت بافت بود. که برای اولین بار سازمان فنی و حرفه ای متولی برگذاری آن شده بود. هی.......حیف از آن همه بودجه ای که صرف ساخت و تجهیز آزمایشگاه کرده بودند. در گذشته های دور لااقل شرکت در کلاس ها رایگان که بود هیچ, از مدرسینی استفاده میکردند که در نوع خود خبره بودند و اگر در کلاس هایشان شرکت میکردی با کمی تلاش و جسارت, امکان استفاده از تجربه آموزشی به صورت عملی را در بازار کار برایت فراهم میکردند. در نهایت از خیر امتحان دادن و کسب مدرکش گذشتم. مدرک؟ باید کار بلد باشی و زیر دست کارکشتگان فن مهارت کسب کنی. هدفم پرورش ارکیده بود. ولی ظاهرا در مسیر اشتباه بودم.
هنوز که هنوز است من نه 3d یادگرفته ام که بتوانم از آن در طراحی باغ بهره ببرم و نه کشت بافت در دستیابی من به پرورش ارکیده موثر بوده.
خسته شده بودم از شرکت در کلاس هایی که همیشه از سایرین قویتر بودم و رقابتی در آنها نبود, ولی آرزوی شرکت در کلاس های بی خاصیت را هم نداشتم.