بیشتر از ده سال بود که دلم می خواست یه وبلاگ داشته باشم، اون موقعها به وبلاگ به عنوان یه دفترچه یادداشت مدرن که نمیگذاره خاطرات و وقایع از یادم بره نگاه میکردم. اون موقع در نوع خودم دختری بودم، آشنا به علم روز و اخبار، و پر از انرژی، و حالا یه مامان پر از آرزوهای بلند، که سعی میکنه امروزی باشه و یه دهه درجا زدن رو جبران کنه.

  حالا که بعد از یک دهه تصمیم گرفتم یه وبلاگ داشته باشم، میخوام که خاطرات و وقایع رو در کنار آینده و افکارم _که امیدوارم مثبت باشن_ بگذارم و در این بین پسرم بهراد هم هست.